هنر گچبری

 

هنر گچبری توسط تاریخ نگاری ما در چند سال اخیر بها داده شده است. در واقع، در پایان قرن بیستم بود که اولین مطالعات عمیق در مورد کاربرد گچ در تزئینات معماری شروع به ظهور کرد و مجموعه جدیدی از هنرمندان گچ بری شناخته و ارزشمند شدند. با این حال، مسائل مربوط به خود عمل مجسمه سازی تا همین اواخر ثانویه بوده است، اگرچه استفاده از گچ به عنوان ماده ای برای تولید هنری در طول قرن ها ثابت بوده است. از آنجایی که تهیه آن بسیار آسان و بسیار چکش خوار است، به دلیل توانایی آن در تقلید از سایر مصالح نجیب و به ویژه به دلیل قابل تکرار بودن در صورت استفاده از قالب، به عنوان ماده ای برای تزئینات معماری و مجسمه سازی انتخاب شده است. در حوزه تولید هنری، اگرچه اغلب نمایانگر اثر نهایی نیستند، قطعات گچی می توانند نیت اصلی هنرمندان یا مطالعات و مراحل مختلف خلق آثار هنری را به ما نشان دهند. حفظ آنها اغلب بیانگر خاطره خود فرآیند خلقت است. از سوی دیگر، استفاده از آن برای ساخت آسان قالب ها و بعدها گچگیری یا تکثیر، باعث گسترش اشکال سه بعدی در سراسر جهان شده و آثار هنری بزرگ را در دسترس کسانی قرار می دهد که هرگز نمی توانند آنها را در جای اصلی خود ببینند. . در آکادمی‌های قرن نوزدهم، تبادل الگوهای مجسمه‌های اصلی موزه‌ها و مجموعه‌های بزرگ، با هدف ایجاد مجموعه‌هایی از مدل‌ها برای یادگیری دانش‌آموزان، عملی شد. در عین حال در عرصه تزئینات معماری نیز با یافتن عناصر کپی برداری شده از آثار مهم ملی و خارجی شاهد پدیده ای مشابه هستیم. اهمیت روزافزون آموزش هنرهای صنعتی نیز به یادگیری از طریق مشاهده و بازتولید الگوهای هنری بزرگ ملی و بین المللی اهمیت زیادی داده است و به دنبال خلق بیانی جدید پلاستیکی بر اساس سنت هنری است. این روش تدریس هنوز هم امروزه رایج است و به دنبال روشی باستانی از یادگیری برای هنرمندان آینده است و دانش آموزان فعلی ما از طریق طراحی، نقاشی، مجسمه سازی یا حتی کپی کردن، به یادگیری پایه و اساس رشد هنری آینده خود ادامه می دهند. اگرچه حضور آن در موزه‌ها در قرن نوزدهم در قرن بعد حفظ نشد، و به تدریج از ایده موزه جهانی دور شد، اما امروزه، بازتولید شاهکارهای بزرگ خود اشیایی ارزشمند هستند و مجموعه‌های بزرگی را به وجود می‌آورند که باید حفظ شود و مکان های برجسته ای را در موزه ها و گالری های هنری متعدد در زمینه بین المللی اشغال کرده است. نگرانی برای حفظ این عناصر اکنون یک موضوع حیاتی است. نگهداری از قطعات گچ، به عنوان مواد آموزشی یا به عنوان ثبت آثار هنری، ضروری است، بلکه به این دلیل که آنها شاهدی منحصر به فرد از وضعیت قطعات در یک لحظه خاص یا حتی وجود برخی از آثار هنری هستند که ناپدید شده اند. در طول سال ها. حوزه حفاظت و مرمت نیز در حال توسعه مطالعاتی است که به این موضوعات اختصاص دارد، نه تنها در مورد دانش تکنیک های تولید و تکامل آنها، بلکه در مورد نوع مرمت انجام شده در طول زمان. به این جنبه ها اهمیت اطلاعات جمع آوری شده از طریق روش های بررسی و تحلیل اضافه شد. با انبوهی از اطلاعات حاصل از این مطالعات، اطلاعات کامل و روشن فزاینده ای در مورد وضعیت حفاظت از قطعات گچ و روش هایی که برای حفظ آنها باید دنبال شود جمع آوری می شود

کاربرد هنر در گچبری

بدون شک، هنر گچکاری همیشه دارای ارزش کاربردی عملی گسترده ای برای محیط ساخته شده ما بوده است. گچبری های بیرونی عملکردی فداکارانه دارند و از بسترهای آسیب پذیر در برابر فرسایش و آسیب آب محافظت می کنند. گچ اعمال شده در داخل عایق، صدا را ضعیف می کند و سطح دیوار بهداشتی و بادوام را فراهم می کند. اکستروژن پروفیل‌ها در گچ، قالب‌هایی را ایجاد می‌کنند که به جذابیت معماری اضافه می‌کنند و به ترسیم فضا با استفاده از سایه و سایه کمک می‌کنند. با این حال، در میان بسیاری از تخصص‌های صنایع دستی در هنرهای تزئینی و کاربردی، گچ یکی از گویاترین رسانه‌ها است. از طریق برخی از سنت‌هایی که هنوز در گچکاری تزئینی انجام می‌شود، مروری اجمالی بر هنر گچکاری خواهیم داشت. رنگ و بافت خوشبختانه، دو مورد از متداول ترین مواد معدنی مورد استفاده برای تولید گچ، آهک و گچ، ذاتاً بسیار سفید هستند و رنگ را به راحتی می پذیرند. چند خاک رس نیز خاکستری روشن هستند و می توان آنها را رنگ آمیزی کرد تا طیف وسیعی از رنگ ها را تولید کند. خاک رس های دیگر به طور طبیعی در انواع رنگ های خاکی مانند سینا، خاکستری و اخرایی وجود دارند که اکثر ما آنها را همان طور که هستند دوست داریم Marmorino ، به معنای “مرمر کوچک”، یک سنت ایتالیایی از گچکاری با بتونه آهکی رنگی است که از رومیان باستان به ارث رسیده است. با لذت بردن از رنسانس قرن بیستم در ونتو، به زودی بار دیگر در ایتالیا و اکنون در سراسر جهان رایج شد. فرانسوی ها سنت دیرینه خود را در افزودن رنگ ها و مصالح به گچ دارند. گچ فرانسوی بر پایه گچی است که به طور طبیعی مات تر از آهک است. بنابراین، سنت فرانسوی به جای سنگ مرمر از سنگ آهک به نام Stuc Pierre به معنای “گچبری سنگ” تقلید می کند

سطح Stuc Piere معمولاً با یک”Berthelet”  یک تیغ گچی دستی تراشیده می شود و اغلب برای ایجاد اتصالات به تقلید از سنگ تراشی ashlar، تراشیده می شود. تقریباً هر فرهنگی با استفاده از رنگ و بافت با گچ، شعله های هنری خاص خود را توسعه داده است: Shikkuiin ژاپن، Tadelaktin مراکش، Enjarrein مکزیک برای نام بردن چند نمونه اضافی. تزئینات دو رویکرد اصلی برای ایجاد تزیینات در گچ وجود دارد. اولی تقلیل دهنده است. مراکش صنعتگران چیره دست “گب ها” را پرورش داده است که به نام Gypserie نیز شناخته می شود، سنت شگفت انگیز کنده کاری روی گچ  که بسیار شبیه به کنده کاری روی چوب است، با استفاده از اسکنه ها و گوگ های مشابه. یک روش تقلیل گسترده‌تر که برای انواع گچ‌های مختلف در سراسر جهان اعمال می‌شود Sgraffito است که گچ را با نقش برجسته بسیار کم کنده می‌کند  و برای اثرگذاری بر تضاد رنگ بین لایه‌های گچ متکی است و روشی نسبتاً ارزان برای افزودن پانچ بصری زیاد است. البته اشکال افزودنی تزییناتی وجود دارد که گچ به آنها معروف است. بهترین گچبری تزئین شده با دست و در محل انجام می شود. آهک بستر ارجح است، اگرچه گاهی اوقات مقداری گچ برای سرعت بخشیدن به کار و ایجاد تسکین بالاتر اضافه می شود. الهام‌بخش‌ترین اثری که رومیان باستان به جا مانده و در رنسانس از آن تقلید کرده‌اند، همگی با زحمت توسط ارتش مجسمه‌سازان انجام شده است. این زمان ها برای گچ کاری بودن باید بسیار هیجان انگیز بوده باشد. با افزایش فناوری‌های قالب‌سازی در قرن هجدهم، تزیینات درجا تا حد زیادی با تزیینات از پیش ساخته شده در گچ جایگزین شد. گچ گیرش سریعی دارد، فقط چند دقیقه، بنابراین زمانی که برای یک مدل اصلی سرمایه گذاری شده است، می توان نسخه های زیادی را به سرعت تهیه کرد.

منبع عکس : www.123rf.com

خدمات گچبری خود را به ما بسپارید، تیم گچبری رضا پارسایی بهترین در تهران

اشتراک گذاری در :

1 دیدگاه دربارهٔ «هنر گچبری»

دیدگاهتان را بنویسید